شمس الدين محمد بن محمود آملي

552

نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى )

و حصول مراد و در پانزدهم دليل كند بر كثرت دوستان و در شانزدهم بر نيكوئى عاقبت . كوسج در اول فرح و شادى و در دوم بيرون رفتن چيزى از دست بسبب زنى يا غلامى كه بگريزد و در سوم بر نيكوئى ديدن از خويشان و در نكاح آوردن از ايشان و در چهارم بر نيكوئى عاقبت احوال و خبرهاى خوش و رسيدن تحفها و هديها و در ششم بر باز آمدن گريخته يا گم شده و در هفتم بر تهمت به زنا و تزويج كردن و در هشتم بر حزن و بكاء و خوف و در نهم بر سفرى به تعجيل با فايده و در دهم خوف از بزرگان و خصومت و در يازدهم بر اقبال و بر سعادت و در 12 بر غدر حساد و در 13 بر شادى از سفر و مخدومان و رسيدن نامه و در 14 بر اضطراب در امور اما فيروزى يابد و در 16 بر نيكوئى عاقبت . عقله در اول دليل بود بر ثبات در كار و چيزى كه از او ممنوع بود يا غايب و در دوم بر بارهاى بسته و جامهاى نيكو و فيروزى و روزى بدشوارى و در سوم بر نيكوئى عاقبت و سر گردانى خويشان و در چهارم سفر كردن مادر يا پدر يا يكى از خويشان مادر و در پنجم بر حصول فرزندى يا مالى و در ششم بيمارى گران و يا چهار پاى و در هفتم اتصال به زنى باشد يا آبستنى زنى و در هشتم پسنديده نباشد و در نهم تاخير در سفر يا توقف در غربت و در دهم محاسبه و حبس از حكام و بعضى گويند صره زر بود . و در يازدهم اگر شواهد نيك باشد قوت و سعادت بود الاضد آن و در دوازدهم همچنين در 13 بيرون آمدن باشد از بند و قبض و در چهاردهم سرگردانى و زحمت اما چيزى بدست آيد و در 15 ثبات كار و حصول مراد و در 16 عاقبت بخير ، انگيس در اول غم و اندوه و بيمارى بود و در دوم كسب نيك و حاصل شدن چهار پاى و در سوم سئوال از برادران و دل مشغولى از براى ايشان بود و در چهارم بيمارى مادر و پدر و اما از براى ضياع نيك بود و در پنجم بر ناخوشى عيش و اگر شواهد نيك باشد ظفر يافتن بر دشمنان و در ششم بيمارى دراز بود و گاه باشد كه